همشهری آنلاین: سالومه در این فیلم با جستوجو در پنج دهه تصاویر خانوادگی، به دنبال دلایل غم و اندوه مادرش میگردد؛ جستوجویی که در نهایت او را به پرسشهایی درباره سرمایهداری، شرایط اجتماعی و دشواری تصور جهانی متفاوت میرساند. این فیلم ۱۰ سپتامبر در بخش رقابتی هفته منتقدان ونیز نخستین نمایش جهانی خود را تجربه میکند.
فیلم کلمبیایی بیبیانا روخاس گومس و خوان داوید کاردناس مالدونادو با ترکیب تصاویر پیداشده و هوش مصنوعی، تروما و افسردگی را بررسی میکند و میخواهد بیماری روانی را سیاسی کند. کارگردانی و فیلمبرداری فیلم بر عهده روخاس گومس و کاردناس مالدونادو بوده است. کاردناس مالدونادو فیلمنامه را نوشته و روخاس گومس نیز تدوین فیلم را انجام داده است. شرکت Split Screen مسئول فروش بینالمللی «پایان زمانها» است.
عنوان نگرانکننده فیلم احتمالاً این پرسش را ایجاد میکند که قرار است با چه چیزی روبهرو شویم. خلاصه داستان فیلم چنین است: «سالومه در میان پنج دهه تصاویر خانوادگی جستوجو میکند تا دلایل غم و اندوه مادرش را پیدا کند.» سالومه تلاش میکند نسخههای متفاوتی از مادرش را تصور کند، اما متوجه میشود تمام این نسخهها به افسردگی و اضطراب ختم میشوند؛ آن هم در شرایطی که به نظر میرسد تصور پایان جهان آسانتر از تصور پایان سرمایهداری است. سالومه با استفاده از هوش مصنوعی، از نزدیک تجربه میکند که تصور نسخهای دیگر از جهان چقدر دشوار است؛ جهانی که در آن مادرش بتواند معنایی برای زندگی خود پیدا کند.
دو فیلمساز در بیانیهای درباره پروژه خود میگویند: «عصر ما آرمانشهر فناورانه را ستایش کرده است و جدیدترین نسخه این وعده، هوش مصنوعی است. با این حال، همانند نوآوریهای فناورانه پیشین، درخشش پیشرفت به شکلی نامحسوس با جاهطلبی، استثمار و فلاکت آلوده شده است.» آنها ادامه میدهند: «اگر از منظر کشورهای پیرامونی به این مسئله نگاه کنیم؛ کشورهایی که محکوم به قرار گرفتن در سمت تاریک توسعه و تبدیل شدن به نیروی کار فقیرشده هستند، هوش مصنوعی تاریکترین جنبههای خود را آشکار میکند.»
روخاس گومس و کاردناس مالدونادو در ادامه بیانیه خود مینویسند: «فیلم ما تلاش میکند نشان دهد دستاوردهای تمدن، همزمان پیروزیهای بربریت نیز هستند؛ بربریتی که امروز تحت سرمایهداری معاصر، یا نئولیبرالیسم، به قاعده تبدیل شده است؛ نظامی که فرسودگی جسمی و عاطفی را به شکلی عمومی گسترش داده است.» از نگاه این دو فیلمساز، در چنین شرایطی، افسردگی به رایجترین بیماری تبدیل شده است؛ نه صرفاً بهعنوان یک پدیده روانپزشکی، بلکه بهعنوان واکنشی اجتماعی به واقعیتهای مادی، اقتصادی و سیاسی امروز.
روخاس گومس و کاردناس مالدونادو در پایان میگویند: «این پروژه تلاشی برای سیاسی کردن بیماری روانی است. وقتی تصور کردن جهانی بهتر غیرممکن به نظر میرسد، غم به معمولترین شکل سازگاری تبدیل میشود.»
تریلر اختصاصی این فیلم حاوی تصاویر و کلمات وهمآلود و مرموزی است که فضای آن را به خوبی منتقل میکند.
نظر شما